تبليغاتX
سینما و صهیونیسم

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

 باسم حبیب

باز هم شاهد پخش فیلمی در تبلیغ معاد مادی یهود در سینما و ماورای شبکه چهار بودیم که قبلا با پخش فیلم شیطان پرستی کنستانتین روی شیطان را سفید کرده بود. باز هم  منتقدین که دو دکتر استاد دانشگاه بودند در طول نقد یک ساعته اشان هیچ اشاره ای به تبلیغ و ترویج معاد مادی یهود در این برنامه نشدند و... جای تاسف شدید دارد.

در این فیلم هم مانند فیلم های حس ششم ام نایت شیامالان و هری پاتر و دیگران و برخی دیگر از آثار صهیونیستی سینمای هالیوود   روحی سرگردان از یک دخترک به راحتی و با قدرت وارد زندگی یک خانواده شد و  باقی ماجرا....

امیدوارم که بتوانم به زودی تحلیلی اجمالی از این فیلم را بر روی وبلاگم بیاورم که انشا الله از این به بعد این دکترهای سینما و ماورا دقت بیشتری روی انتخاب فیلم یا حداقل تکمیل مباحث حیاتی بررسی و نقد یک فیلم داشته باشند. 

راستی در مورد سریال نرگس هم نقد مختصر ولی خواندنی در این وبلاگ ببینید...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 1:8  توسط گروه مطالعاتی  | 

اول: سلام/دوم: پیروزی حزب الله بر امام زمان و شما یارانش تهنیت باد./سوم: می دانستم که فیلم و انیمیشن چقدر تاثیر دارد ولی اینکه بی بی سی چنین گزارشی را با انفعال و ترس تهیه کند برایم خیلی تعجب برانگیز بود. یاد اما عزیز افتادم که به موارد مورد توجه بیگانگان نگاه دیگری داشت .. ضمنا نفوذ شدید یهود صهیونیستی را  بر بی بی سی یادتان نرود. با هم متن کامل آن را با دقت افزون تری می خوانیم:


 

تلويزيون دولتی ايران برای به چالش گرفتن فرهنگ مسلط غرب به ساخت فيلمهای کارتونی اسلامی روی آورده است و بعضی از اين فيلمها اکنون به کشورهای اسلامی نيز صادر می شود.
 
در کارتونهای ايرانی روحانيون عبا پوش و عمامه به سر نقش ايفا می کنند.

در يکی از اين سری کارتونها که زندگی شهدای انقلاب اسلامی برای کودکان را به نمايش می گذارد، روحانيون عبا پوش و عمامه به سر نقش ايفا می کنند.برای مثال، کارتون شهيد باهنر داستان کودکی يکی از نخست وزيران ايران پس از انقلاب است که قرآن مطالعه می کرد و می خواست در سلک روحانيون درآيد و بعدها در زمان نخست وزيری بر اثر انفجار بمب جان باخت.فيلم کارتونی ديگری نيز به نام عاشورائيان ساخته شده که داستان کشته شدن امام حسين، پيشوای سوم شيعيان است.در فيلم کارتونی ديگری که الرشيد نام دارد، مبارزه فلسطينيان از نگاه ايران به نمايش در می آيد.در اين فيلم يک افسرچاق اسراييلی با يک فلسطينی خبرچين ديده می شوند که درباره پرس و جو از بچه ها و کسب اطلاعات از آنان صحبت می کنند.

پيام سياسی

تهيه اين کارتونها که بوضوح سياسی اند، بر عهده موسسه صبا، وابسته به صدا و سيمای ايران است.کسی از اين مؤسسه حاضر به مصاحبه با بی بی سی نشد اما نمونه هايی ازساخته های خود را در اختيار بی بی سی قرار دادند.البته تمام فيلمهای کارتونی ايران سياسی نيستند و بسياری از آنها صرفاً واقعيات زندگی روزمره مردم را منعکس می کنند، مثل مادربزرگی که سر تا پايش را چادرپوشانده، دختران کوچکی که روسری به سر دارند، باغهای سنتی ايرانی و سماور و اسباب چايخوری.دنيايی که در اين کارتونها به تصوير کشيده شده کاملاً بدور از مراکز بزرگ خريد و زندگی به سبک آمريکايی است که در فيلمهای کارتونی والت ديسنی به چشم می خورد.به گفته بهروز يغماييان که صاحب شرکت خصوصی ای به نام رسانه فرد و تهيه کننده فيلمهای کارتونی برای شبکه تلويزيونی ايران است، فيلمهای کارتون بالقوه می توانند درتبادل فرهنگ و تمدن نقش بازی کنند و بايد دارای ويژگيهای خاصی باشند که کشورها را ازهم متمايز سازد.آقای يغماييان می گويد کارتونهايی بر اساس داستانهای عاميانه (فولکلور) ايران ساخته و هم اکنون سرگرم ساخت فيلم بلندی با اقتباس از يکی از اسطوره های ايرانی است.درشرکت او دختران و پسران جوانی ديده می شوند که پشت رايانه مشغول کار روی جزئيات نهايی شخصيتهای فيلمهای کارتونی نظير داستان زندگی پيامبر اسلام يا شخصيتهای مذهبی ديگری مانند نوح پيامبرند که در تورات هم ازآنها نام برده شده است.

پيام اجتماعی

اين فيلمها به کشور ترکيه نيز فروخته شده اما کشورهای عربی به دليل نشان داده شدن صورت پيامبران که در ميان اهل سنت ممنوع شمرده می شود، حاضر به خريد آنها نيستند.آقای يغماييان معتقد است که فيلمهای کارتونی علاوه بر اينکه وسيله سرگرمی اند می توانند پيامهای فرهنگی و اجتماعی را نيز ابلاغ کنند.در ايران، فيلمهای کارتونی برای رساندن پيامهايی نظير حفظ محيط زيست يا احتياط در رانندگی و حتی اخيراً برای ترغيب مردم به شرکت در انتخابات رياست جمهوری ساخته شده است.برخلاف موضوع، درساخت فيلمها از همان فنونی استفاده می شود که در غرب کاربرد دارد.به گفته شهرام خوارزمی، هنرمند ايرانی، اساس ساخت تصاويرمتحرک در ايران تقليدی است از فيلمهای کلاسيک والت ديسنی.شهرام هرچند حرکت دوربين برای ساختن اين فيلمها را از کارتونهای ژاپنی ياد گرفته است اما سعی دارد سبک مستقلی با استفاده از هردو روش برای خود داشته باشد.او اميدوار است که فنون تازه و پيشرفته تری به وجود بيايد که بتوان با آنها نقاشيهای مينياتوری ايران را به تصوير در آورد و فيلمهايی خلق کرد که در عين مدرن بودن با گذشته ايران همگون باشد.

منبع:http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/05/050510_mf_sj_cartoon.shtml

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 1:36  توسط گروه مطالعاتی  | 

بي شرفها كيستند؟

رسول جعفريان
پس از چندین هفته مداوم که از حملات خونین اسرائیل علیه منطقه غزه گذشت و آن بی شرفها که همه شما آنان را می شناسید، ساکت و آرام نظاره گر ماجرا بودند، یک عرب صاحب غیرت، دل به دریا زد و چنان اسرائیل را تحقیر کرد که در طول 57 سال تاریخچه این رژیم بی سابقه بود؛ ضربه ای که اسرائیل را یکباره دیوانه کرد و سبب شد تا دیوانه وار شروع به حمله به لبنان کند و از زمین و هوا، مردم این دیار را که فرزندان اسلام هستند، به خاک و خون بکشد.

جالب آن که آغاز این نبرد درست زمانی بود که سران قدرت های بزرگ در سن‌پترزبورگ گرد آمدند تا برای دنیای تحت سیطرۀ خود، آن هم به دلخواهشان، برنامه‌ریزی کنند. اینان با چنان تکبری رفتار کرده و می کنند که گویی تمام عالم در مشت آنهاست. شاید لازم بود کسی به آنان بفهماند که دست کم همه مقدّرات در اختیار آنان نیست. می توان ادعا کرد حادثه لبنان یک علامت سؤال بزرگ در برابر تصمیمات آنان بود؛ تصمیماتی که مردمان جهان از سر تحقیر مجبور به پذیرش آن هستند.

اما این بار نه یک دولت، بلکه فقط یک گروه، با اقدام شگفت خود علیه ظلم و ستم دولتی وارد نبرد شد که نزدیک به شصت سال است به خباثت مشغول است و فقط در یک جنگ شش روزه سه کشور عربی را کوبید و بخش زیادی از سرزمین های آنان، از جمله جولان سوریه و سینای مصر را گرفت. آری همین یک گروه، توجه دنیا را به سمت حقایقی دیگر در این سوی عالم جلب کرد و نشان داد که میان این قدرت ها، مظلومان جان برکفی هم هستند که می توانند با دادن خون، قدری مسیر این دنیای کثیف را عوض کنند. این در حالی بود که به هیچ کدام از قدرت های مدعی در جهان وابسته نبودند.

اما راستی در این میان، از همه بی شرف تر کیست؟ اروپایی ها؟ امریکایی ها؟ یا ...

بدون تردید در نگاه هر عاقلی «بی شرفها» آنانی هستند که خود را مظهر خلافت اسلامی و سلفی گری و بیضگی اسلام دانسته و عوض آن که به داد مشتی فلسطینی سنی مذهبِ مانند خودشان برسند، یا در سکوت کامل به سر می‌برند و یا یک بار هم که زبان می گشایند و افاضه می فرمایند، عناصر داخلی لبنان را در این باره مقصر اعلام می فرمایند. باید گفت این ترسوها، این بی شرفها، فقط از ترس اربابانشان این چنین قافیه را باخته اند و صد البته که دل بستن به آنان، آب در هاون کوفتن است و تکیه بر باد کردن.

بعد از آن که یک مشت مزخرفات گفتند، آن را تکذیب می‌کنند تا هم دمی برای ارباب تکان داده باشند و هم در این سوی، به استخوانی رسیده باشند.

در اینجا قصد بررسی مواضع دولت های عربی را در باره لبنان نداریم. آنها کسی نیستند که مواضعشان اهمیتی داشته باشد. نصر الله گفت که نه شمشیرشان را می خواهد و نه قلب شان را. چون شمشیرشان دست دیگری است و قلبشان هم سیاه. دست کم ساکت بمانند.

این به ظاهر اربابان کشورهای عربی، چندین دهه است که تحقیر می شوند و بازهم تحقیر می شوند و بی شرف ترینشان، آنانی اند که بزرگترین پایگاه نظامی را هم به آمریکا داده اند تا از آنجا نگاهبانی دیار مسلمانان را زیر نظر بگیرد و از آنجا خیز برداشته و این دولت و آن ملت را تهدید کند.

در این میان یک چیز ما را ناراحت می کند. وقتی حزب الله موفق شده چند جنازه را با ده‌ها زندانی عرب در بند صهیونیست ها معاوضه کند، سایت های کثیف سلفی و وهابی نوشتند که حزب الله با اسرائیل ساخته است! زهی بی شرمی!

اندکی بعد نادان ها، بلکه خبیث هایی مانند زرقاوی هم که سوار بر موج احساسات مردم عرب بر ضد غرب شدند، با بافته های ذهنی خود که از آلوده ترین افکار موجود در نوشته های تکفیری تاریخ اسلام ریشه می گرفت، مهم ترین افتخارشان کشتن کارگران شیعه ای بود که در بغداد و کوفه و صفوف جماعت براثا و جاهای دیگر، دنبال کسب و کار و عبادت بودند. این جماعت برای این کارهای زشت خود، استدلالی که می آوردند این بود که بعد از جستجو در تاریخ هزار و چهارصد ساله که مملو از جنایات خلفای اموی و عباسی و غیره است، انگشت روی خبر دروغ همکاری شیعه با مغولان برای برانداختن دولت عباسی می گذاشتند. خبری که اصل و فرعش دروغ و بی پایه، و ساخته ذهن وهم و وهن آلود مشتی مورخ متعصب بود.

و اما امروز کسی نیست به آنان بگوید، به جز یک کشور شیعه در عالم اسلام، تمام این دول اسلامی که هم مذهبان شما هستند، نه تنها برای نجات فلسطین کاری نمی کنند، نه تنها شیعه کشی جاری در عراق را محکوم نمی کنند، بلکه اکنون هم که یک گروه شیعه این چنین شجاعانه به جنگ اسرائیل رفته است، او را هم محکوم می کنند و خیلی که هنر می‌کنند، ساکت اند. باید گفت بدون تردید در انتظار شکست حزب‌الله هستند تامبادا افتخاری برای شیعه کسب شود و عالم اسلام در مسیر قدم بردارد که آنان را از لانه تفریح و عیاشی شان به‌در آورد.

باید به امثال بن لادن و زرقاوی گفت، آیا اینها دولت های هم مذهب شما نیستند و آیا دهها سال نیست که با همراهی امریکا، دنیای اسلام را در مشت آنان گذاشتند و فقط کلاه خود را گرفته اند و حکومتشان را حفظ کرده اند؟ آیا در این صورت باید شیعه را که با تمام توان برابر امریکا ایستاده است متهم کرد و آن چنین کینه توزانه به جان آنان افتاد؟

راستی، این بی شرفها یعنی همین سران کشورهای عربی، حتی به اندازه نخست وزیر اسپانیا که چفیه پوشید و از مردم لبنان حمایت کرد، شرف ندارند و سکوت مرگبارشان بوی بی غیرتی و بی شرفی می دهد.

وقتی حرفهای زرقاوی را علیه شیعه می خواندیم ، می دیدیم که چه قدر زشت و نابخردانه با حقایق تاریخی برخورد کرده و گویی فلان دولت که شیعه بوده و مثلا فلان کار را کرده، مسؤول تمام فجایع تاریخ اسلام شده است. اکنون دلم می خواهد بگویم، ای کاش او زنده بود – و خوب شد که مرد - و می دید که این «بی شرفها» در سراسر دنیای اسلام در برابر جنایات اسرائیل ساکت اند و وقتی که یک گروه شیعه وارد میدان مبارزه می شود، با کمال پررویی او را مقصر می شناسند و عوض آن که به داد یک مشت عرب سنی و شیعه برسند، با زیر پا گذاشتن نه تنها اسلام شریعت بلکه آنچه را که به عنوان غیرت و شرف عربی می دانند، چشم خود را روی تمام واقعیات می بندند.
راستی که باید گفت، شرمگین آن بی‌شرفها.

منبع:عدالتخانه
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 1:30  توسط گروه مطالعاتی  | 

به نام خدا

 

دن براون نویسنده راز داوینچی در طول داستان به صورتی مستمر با به کار گیری انواع و اقسام المانهای مقدس مابانه قصد دارد تا به وجود نژادی برتر به جا مانده از مسیح یهودی اشاره کند ، دقیقا همان مطلبی که حتی کلیساهای بدعت گذاریهودی نیز جرات بیان و ترویج آنرا نداشته اند چرا که مسیح صراحتا برای مقابله با نژاد پرستی قومی یهودیان آموزه های خود را بنا نهاد و از همین روی مورد آزار و ظلم بی حد سران یهود قرار گرفت و تقریبا بزرگترین ره آورد مسیح در آن دوران اعطای آزادی الهی از سوی خداوند برای تمام اقوام بود که در آن دوران همین مسئله مبنای عداوت یهود با تعالیم اصیل عیسوی شد .

 

حال با گذشت دو هزاره آن تعالیم در قالب ، تلقینات سازمان  رسانه ای صهیونیسم و آموزه های کفر آمیز کلیسا چنان متحول بلکه متضاد گشته که راز داوینچی  اینچنین به تبیین کیفی و کمی عقاید ناسیونالیستی- مذهبی میپردازد . عقایدی که  بیشتر از آنکه نشات گرفته از مسیحیت باشد از آموزه های ضد بشری تلمودی تاثیر پذیرفته است . دن براون به ازدواج مسیح اشاره میکند ازدواج با یک یهودی به نام " مریم مجدلیه " که از وی رازی به جای مانده که در طول صدها سال از شوالیه های هیکل تا هنرمندانی چون داوینچی ، موتزارت و ... وامروز کلیساهای   دگر اندیش ( یودی مسلک ) از آن حمایت و محافظت می کنند ، رازی که بیشتر از  آنکه راز مسیح باشد راز یک یهودی است ، یهودیی که نام  و نشانش جز برای   یهودیان معنا و مفهومی ندارد معنایی که بنا به اظهارات " دن براون " در دخمه های هزار توی فراماسونی و از سوی مبلغان و مروجان آن کدگذاری شده تا  تنها با تمسک به آموزه های دین ستانانه و آیین های غیر اخلاقی ایشان بتوان به اصل این راز پیبرد ؟؟!! رازی که براون کشف آنرا بوسیله تحقق آیینهای جنسی در زیرزمین ویلای " سونیر " ( رئیس موزه لوور ) میداند و بس .

 

دن براون این راز را به نوعی همان مسیر گمگشته کمالی میداند که مسیح قصد داشت تا به همگان عرضه کند !!!! مسیر کمالی که در آن نه آموزه های مقدس الهی جایی دارد و نه حتی اخلاق ، آنچه مهم است ایمان به وجود آن راز و حامیانش است، و اعتقاد به اینکه مادینه پرستی غایت کمال است ، شهوت پرستی عمل به آنی است که موجبات سعادت و کمال را فراهم می نماید و باور به اینکه رموز هستی در عدد آفرینش " عدد پی " موجود است که در تابلو های نقاشی داوینچی نمودی رمز آلود یافته و راهبران این مسیر کمال همانا امثال " لنگدان " ( استاد المان و  سمبل شناسی دانشگاه) هستند که با رمز گشایی های خویش موجبات حیرت و تحسین همگان را فراهم می آورند !!!!! فقط همین راه سعادت را تامین می کند !!! جای آن است که بگوییم چقدر ساده ، راحت و لذت بخش !!! عجب مسیر جذابی ، پس چرا خود عیسی بن مریم ( ع ) به این راه هیچ اشاره ای نکرد تا ما دو هزار سال صبر نکنیم تا یک منجی به نام " براون " به ما نشان دهد ؟ جای این تردید است که خوب اصلا چه نیازی به وجود مسیحی که کلیسا می گوید بوده است ؟ این تعالیم را که آیین های تلمودی و قباله ای یهود بسیار مفصل تر و کم رمزوراز تر بیان نموده اند !!! 

 جای آن است که از خود بپرسیم که" دن براون " کیست و چرا ینگونه رمان خود را  از این القائات مملو نموده است ؟ و جای آن است که راز داوینچی راهمانند ماتریکس ،  مکس دیوانه،نوستراداموس و صدها تولید دیگرازسازمان فرهنگی صهیونیسم جهانی را مورد بازبینی و تحلیل قرار دهیم .

                                                               و من ا... توفیق

منبع:از دوستی عزیز:  وبلاگ مقابله با صهیونیسم (against-zionism.blogfa.com)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 1:26  توسط گروه مطالعاتی  |