تبليغاتX
سینما و صهیونیسم

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

با نام او که تمام ارامش است

با توجه به اینکه برخی دوستان نکاتی را در مورد آرامش و عرفان در کامنت های پست قبلی نوشته بودند  این پرسش و پاسخ را مناسب دیدم که باز هم بیاورم. در مورد عرفان های پست مدرن و فیلم های سینمایی (خصوصا هالیوودی و هندی) در حال تحقیقم که امیدوارم پس از چاپش با اجازه مجله بتوانم بطور کامل اینجا هم بیاورم. ضمنا از تمام عزیزانی که صاحب این کلبه را با قدومشان نورافشان کردند از صمیم قلب  متشکرم. به امید تابیدن نور حقیقت -که واحد است- به قلب همه دوستداران ارامش جاودانی.

عرفان حقيقى، عرفان دروغين

 چندى است توجه برخى از جوانان به عرفان‏هاى هندى و فرقه‏هاى صوفيانه جلب شده است؛ نظر اسلام درباره اين فرقه‏ها اعم از تصوف، درويشى، هندى و سرخ‏پوستى چيست؟
پيش از پاسخ به پرسش شما مناسب است در ابتدا تعريف تصوف و عرفان و شرايط ورود به آن را بيان كنيم و آن گاه درباره فرقه‏هاى جديد و قديم تصوف سخن بگوييم.
تصوف به معناى پوشيدن لباس پشمين است و در اصطلاح، پاك كردن دل از آلودگى‏هاى نفسانى و آراستگى به پاكى‏هاى باطنى است. براى تصوف، تعاريف متعددى بيان شده كه جامع آن تعاريف، از ابن عربى، قهرمان بزرگ عرفان و تصوف است كه آن را به «وقوف به آداب شريعت، ظاهراً و باطناً» معنى كرده است كه «آن عبارت از تخلق به اخلاق الهى است».1 همچنين عرفان به معناى شناسايى است و در اصطلاح، نام علم الهى است كه هدف و مقصود آن، شناخت حق و اسما و صفات آن از طريق كشف و شهود است.
جامع‏ترين تعريف از عرفان را قيصرى، عارف نامى دوره اسلامى ارائه داده است. وى مى‏نويسد: «علم به خداوند سبحان از حيث اسماء، صفات، مظاهر او و شناخت حالات مبدأ، معاد، حقايق عالم و چگونگى رجوع اين حقايق به حقيقتى يگانه - ذات احديت - و همچنين شناخت راه سلوك و مجاهده براى خلاصى نفس از تنگناهاى قيود جزئى - دنيا و شهوات - و اتصاف آن به صفت اطلاق و كليت - پاكى كامل و شهود در مرحله فنا و بقا».2
در تعريف قيصرى به خوبى مشخص است كه عرفان داراى دو بال است كه از آن به عرفان نظرى و عرفان عملى تعبير مى‏شود. عرفان نظرى، علم به حقايق و معارف ناب است كه همه آنها به شناخت حق سبحانه، اسما و صفات باز مى‏گردد و عرفان عملى، سير و سلوك در راه رسيدن به كمالات معنوى، اتصال به خداوند و رهايى از ماديات، با هدف دور كردن دل از انحطاط و رسيدن به تكامل شايسته آن است. با توجه به اين تعريف، عرفان عملى، مقدمه عرفان نظرى است؛ زيرا ابتدا بايد با قدم صدق و با اخلاص تمام، قلب را از اغيار پاك كرد تا به مرحله شهود رسيد تا حقيقت آن گونه كه شايسته است، بر سالك جلوه‏گر شود. از اين ديدگاه، راه عرفان، راه عمل بى‏چون و چرا به همه دستورات شريعت و بالا رفتن از نردبان سلوك - از ظاهر به باطن - و دل را كه حرم الهى است، از بت‏هاى خودساخته پاك كردن است.
به تعبير ديگر، عرفان هم عمل به ظاهر دستورات الهى است و هم پاك كردن قلب است و هر دو براى عارف لازم و ضرورى است. آرى، اصل، پاك كردن و نورانى كردن قلب است، تا سالك داراى قلبى صيقل خورده و صاف شود و حقايق در آن جلوه‏گر شود. در اين صورت است كه همه اعمال و رفتار ظاهرى و دستورات ريز و درشت شريعت، مفهوم پيدا مى‏كند و به همراه، آن اعضا و جوارح عارف نيز نورانى مى‏گردد. اين معنايى است كه همه عارفان و متصوفه بر آن اتفاق نظر دارند. نمونه آنها خواجه عبدالله انصارى است كه در مقدمه كتاب منازل السائرين - كه مهم‏ترين و اصلى‏ترين كتاب و دستورالعمل در عرفان عملى است - مى‏گويد:
«انسان به نهايات - فنا و بقا و در نهايت توحيد ناب - نمى‏رسد؛ مگر اين كه بدايات را به طور صحيح پشت سر گذارده باشد و طى كردن صحيح بدايات، تنها در صورتى است كه (اولاً) اخلاص كامل باشد و هر كارى تنها براى خدا انجام شود؛ (ثانياً) از سنت و شريعت متابعت كامل شود و هيچ كارى انجام نشود؛ مگر اين كه در سنت وارد شده باشد؛ (ثالثاً) نهى الهى جدى گرفته شود؛ (رابعاً) در مواجهه با مردم، حرمت آنها رعايت شود و با شفت و مهربانى، با آنها سخن گويد و نه تنها كَل آنها نباشد كه بارى از دوششان بردارد و (خامساً) از هركس و هر چيز كه وقت را از بين مى‏برد، فاصله گيرد و از هر كس كه قلب را به فتنه مى‏اندازد، دورى كند».3
با اين مقدمه روشن مى‏شود كه اصل اولى در تصوف و عرفان، عمل خالصانه و كوشش مجدانه و مستمر در انجام دستورات الهى و شريعت محمدى است كه در اين صورت، قلب نورانى مى‏شود و به حقيقت توحيد مى‏رسد. هر فرقه و نحله‏اى كه ادعاى عرفان و تصوف دارد، بايد با اين عيار محك زده شود. افسوس و صد افسوس كه در برابر عرفان اصيل و تصوف ناب، عرفان دروغين و صوفى‏گرى حيله‏گرانه از بازار و رونق خوبى برخوردار است؛ به طورى كه صداى همه عارفان حقيقى را درآورده است. خواجه عبدالله در همين كتاب مى‏نويسد:
«مردم در اين وادى سه گروهند؛ مردمى كه بين بيم و اميد حركت مى‏كنند - اعمال و اشتباهات خود را مى‏بيند؛ بيم بر ايشان مستولى مى‏شود و لطف و رحمت بيكران الهى را مشاهده مى‏كنند؛ اميدوار مى‏شوند - بر اين گروه، نسيم محبت وزيدن مى‏گيرد و در عين حال كه در مصاحبت حياء هستند - حياء مانع از آن است كه دعوى محبت كنند - اين گروه را مريد مى‏نامند.
گروه دوم، اهل جذبه‏اند كه با جذبه عنايات الهى از وادى تفرقه به خانه امن جمع و قرب الهى رسيده‏اند و آنها مراد نام دارند.
اما گروه سوم اهل دعوى باطلند و هم خود در فتنه افتاده‏اند و هم ديگران را به فتنه مى‏اندازند».4
آرى، سير و سلوك و رسيدن به حقيقت عرفان، سخت و نياز به تمرين، رياضت مستمر و دائمى دارد؛ اما اداى تصوف درآوردن، بسيار آسان است و متاسفانه همه فرقه‏هاى صوفيانه و درويشى امروزى، حيله‏گرى و تزوير و تقليد مضحك است كه نه عارفان حقيقى آن را بر مى‏تابند و نه عقل بر آن صحه مى‏گذارد و نه نقل آن را تأييد مى‏كند و به‏طور كلى، از نظر اسلام مردود هستند. عرفان، تحت «تأثير مواد مخدر»5، رقص‏هاى صوفيانه و آن گاه آب و چاى و نسكافه و ميوه و تجديد آرايش زنان جوان و صحبت از ريمل جديدى كه به تازگى به بازار آمده است كه هر چه گريه كنى، سر سوزنى اثر در زير چشمهايت باقى نمى‏ماند و خلاصه تا صبح خواندن شعر و گوش دادن به موسيقى و سماع (رقص) و از حال رفتن و آن گاه تا ظهر خوابيدن و فرار از بحث‏هاى عقلانى و گريز از سياست‏6 و انواع تردستى‏هاى ساحرانه و ماهرانه و گرايش به عرفان سرخپوستى و هندى كه وجه مشترك همه، اباحه‏گرى، لاابالى‏گرى و بى‏قيدى نسبت به ملزومات شريعت و عرفان حقيقى است، از سويى حكايت از عطش فطرى بشر به معنويت دارد و از سوى ديگر، انحراف و وارونگى معنويت در دوره جديد است كه شيادانى از اين عطش سوء استفاده مى‏كنند و جوانان را به سمت محفل‏هايى اين چنينى مى‏كشانند كه نتيجه آن جز خواب گران و دورى از هدف متعالى عرفان، چيزى نيست. آرى، انسان امروزى، تشنه هر چيزى است كه بتواند او را از فضاى تنگ و خفقان آور ماده‏گرايى نجات دهد؛ اما صد افسوس كه دغل بازان با استفاده از اين عطش، عرفان دروغين و حيله‏گرانه و وارونه را به خورد آنها مى‏دهند.
ايجاد دكان تصوف و درويشى از دير زمان در جامعه ما رواج داشته و به موازات عرفان ناب جلو آمده است و فرقه‏هاى متعدد دراويش و صوفى در جاى جاى جامعه ما رونق داشته است و چون رسيدن به عرفان ناب سخت است و نياز به تمرين، تلاش شبانه‏روزى و التزام كامل به شريعت داشته است، تصوف حيله‏گرانه از رونق بيشترى برخوردار شده است؛ زيرا با تنبلى و بيكارگى نسبتى تام داشته و ساده‏انگاران را به خود جلب كرده است و به تعبير صاحب كتاب تبصرة العوام فى معرفة مقالات الانام كه در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم نگارش يافته است، «همت ايشان جز شكم نبود...از حرام احتراز نكنند و ايشان را نه علم باشد و نه ديانت...هيچ كس دون همت‏تر از ايشان نباشد».7
خواجه شيراز، آن عارف دل سوخته، در برابر چنين دكان‏هايى مى‏نالد و مى‏گويد:
نقد صوفى نه همين صافى بى‏غش باشد
اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
در دوره ما كه معنويت‏گرايى افراطى در تقابل با ماده‏گرايى افراطى در سراسر جهان رواج يافته است و با صفت غرب‏زدگى و مد روز غربى و با الفاظى چون يوگا، ذن، عرفان سرخ پوستى، زرد پوستى و هندى و با مايه‏هايى از اشعار مولوى، حافظ و عطار به جامعه ما سرايت كرده است، پاسخى به بحران معنويت و هويت مى‏باشد و در حقيقت نوعى نيهيليسم منفعلانه است و بلكه نوعى قد علم كردن در برابر دين ناب و عرفان ناب است و اين، صفتى شيطانى است كه سكه تقلبى را به جاى اصل به جوامع بشرى عرضه مى‏كند تا عرفان دروغين را كه در حقيقت ضد عرفان و معنويت حقيقى است، به جاى اسلام و شريعت محمدى و عرفان برخاسته از آن بنشاند و چه خوش گفت:
اين مدعيان در طلبش بى‏خبرانند
آنان را كه خبر شد، خبرى باز نيامد
آرى، تنها راه چاره، بازگشت به عرفان ناب اسلامى است كه آن از بطن شريعت مى‏گذرد؛ يعنى تا زنده هستيم، دورى از همه محرمات، عمل به همه واجبات، دستورات الهى و تلاش در تحصيل اخلاص، با توجه تام به اصل ولايت و متابعت تام از امام معصوم؛ آن گاه است كه توفيق الهى رفيق راه مى‏شود و راه را به همراه راهبر به ما مى‏نماياند؛ «من جاهد فينا لنهدينّهم سبلنا»8 و در هر صورت مقدمه سير و سلوك، شناخت دستورات الهى و متابعت هميشگى تا پايان عمر از آن است كه در زبان عرفا به شريعت تعبير مى‏شود. عارف نامى، سيد حيدر آملى مى‏نويسد: «شريعت، اسم موضوع، براى راه‏هاى الهى است كه مشتمل بر اصول و فروع آن، رخصت‏ها و واجبات آن، و نيكويى‏ها و نيك‏ترهاى آن است...پس بدان شريعت، تصديق افعال پيامبران قلباً و عمل به موجب آن است...».9


                                                     سیدسعید لواسانی
lavasaniporseman.net

پى‏نوشت‏

1. سيد جعفر سجادى، فرهنگ معارف اسلامى، ج: 2 ص: 77، شركت مؤلفان و مترجمان ايران، چاپ نخست، تهران 1362.
2. سيد يحيى پثربى، عرفان نظرى، مركز انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، چاپ نخست، قم 1372، ص 232.
3. خواجه عبدالله انصارى، منازل السائرين، با شرح كمال الدين عبدالرزاق قاسانى، تصحيح: محسن بيدارفر، انتشارات بيدار، چاپ دوم، قم 1381، ص 18 - 19؛ شارح در تعريف اخلاص مى‏گويد: «امتثال امر الهى به آن چه در شريعت آمده، بدون توجه به عمل و بدون چشم‏داشت عوض و غرض، و تنها براى خدا و لوجه الله».
4. همان، ص 19؛ شارح دانشمند كتاب در تفاوت مراد و مريد مى‏گويد: «مراد اهل جذبه است و مريد اهل سير و سلوك. مراد محبوب المراد است كه بدون نياز به سير و سلوك، جذبه او را در مى‏ربايد؛ همانند انبيا و ائمه سلام الله عليهم؛ اما مريد، اول سلوك مى‏كند و آن گاه جذبه او را مى‏ربايد» (همان، ص 17).
5. سيد حسين نصر، معرفت و معنويت، ترجمه انشاءالله رحمتى، دفتر پژوهش و نشر سهروردى، چاپ نخست، تهران 1380، ص 213.
6. صوفيان آپارتمانى، روزنامه شرق، جمعه 26 فروردين 1384.
7. سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى، تبصرة العوام فى معرفة امقالات الانام، تصحيح عباس اقبال: انتشارات اساطير، چاپ دوم، تهران 1364، ص 132 - 133.
8. عنكبوت(29)، آيه 69.
9. جامع الاسرار و منبع الانوار، تصحيح هانرى كربن و عثمان يحى، انتشارات انستيتو ايران و فرانسه، ص 343 - 345.

منبع: مجله پرسمان: شماره 34 - تیر 1384  http://www.porseman.com/defaulte.aspx?namayesh=3   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 3:2  توسط گروه مطالعاتی  | 

با نام او که حق است و تمام باطلیان ناحق

در مورد خطر فیلم های بودایی یعنی خطر فیلم های هندی و چینی و ژاپنی و کره ای و بعضا آمریکایی قبلا در مطلبی هشدار داده بودم که مثل اینکه لازم است یادآوری کنم: با شناخت عرفان های تقلبی مواظب ترویج آنها در فیلم های داخلی و خارجی باشیم:

در  وبلاگی آمده بود: اخیرا در فیلم های هالیوودی به شدت عرفان های سکولار و بدون خدای شرقی تبلیغ می شود. خیلی برای خودم هم معلوم نبود که هالیوود صهیونیستی چرا اینقدر از بودیسم و هندوئیسم تبلیغ می کند تا اینکه این مقاله کاملا برایم واضح کرد. امید که شما هم از آن سود ببرید و نسبت به خطر فیلم های چینی( مبلغ کنفسیوس و  بودایی گری) و ژاپنی (مبلغ شینتوئیسم و بودیسم) هندی (مبلغ هندوئیسم و بودیسم) هم هوشیار باشید: بی دلیل نیست که حتی فریاد نوکران  آمریکا چون پرویز مشرف هم از ترویج فیلم های هندی در پاکستان در آمده است . امید که کارگزاران فرهنگی ما از نوکران آمریکا دلسوزتر باشند. وبنده اضافه میکنم در دیدن فیلم های ایرانی و برخی دیگر از کشور های اسلامی هم حواس خود را جمع کنیم که اسیر عرفان های هپروتی و سکولار و بی خدا و اومانیستی و ظلم پذیر  مسیحی و بودایی و یهودی و صوفیانه نشویم . با دقت مقالات زیر را بخوانید: ...ادامه مطلب.... اخیرا هم با ازدیاد فیلم های بودایی سایت موعود به نقل از بازتاب این مقاله آمده است که به دلیل اهمیت بحث آن را می آورم:
 

 ترويج بودا در رسانه ملي به خاطر يک مشت دلار!

   
پخش فيلم سينمايي «نفرين مجسمه سياه» از شبکه «سه سيما» که شب گذشته(دوم دی ماه ۱۳۸۵) پخش شد، نشان دهنده موج فزاينده خريد فيلم هاي سينمايي شرقي و بيشتر تبليغاتي براي اديان خاص جنوب شرق آسيا بود.به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين فيلم که به صورت آشکار به تدوين و ترويج مباني آيين بودا پرداخت، در پاره اي از دقايق تبديل به يک مستند واقعي براي تحت تاثير قرار دادن مخاطب بود، به حدي که بازيگر نقش اول آن به واسطه کراماتي که از مجسمه اش در اختيار داشت، توانست به اتفاقات آينده در خواب خود دست يافته و به اصطلاح به رستگاري برسد.
در اين فيلم تمامي مباني مورد مذمت سينماي ايالات متحده که موجب خريد چنين محصولاتي مي شود، اعم از جذابيت جنسي و خشونت به راحتي مشخص بود و به صحنه هاي متعدد هفت تير کشي و چاقوکشي و روابط دختر و پسر، ترويج مستقيم بودا هم اضافه شد.
از نکات جالب توجه اين فيلم، فاصله کوتاه اين محصول سينمايي با اثري است که پيش از اين در شبکه سه سيما بي توجه به ترويج مظلوميت ظاهري صهيونيست‌ها به نمايش درآمد و نشان دهنده ساختار بي توجه اين شبکه در انتخاب فيلم‌هاي سينمايي و از طرفي تاييد کننده ضعف مقياس‌هاي علمي و صحيح براي خريدهاي خارجي در معاونت سيما بود.
هجوم فيلم‌هاي سينمايي هندي و چيني به شبكه‌هاي تلويزيوني و اصرار شبكه‌ها به پخش محصولات سطح پايين سينمايي داخلي، نشان از پايين آمدن توليد و تأمين برنامه‌هاي فراغتي در تلويزيون است.
پس از تغييراتي که در سازمان صداوسيما رخ داد، به ناگاه گروهي تازه به فيلم سازان جديد رسانه ملي تبديل شدند. البته در اين‌كه محصولات توليد شده اين گروه چقدر ارزش رسانه‌اي و فرهنگي را داشت، هيچ بررسي خاصي انجام نشده، ولي كاهش توليد که برآمده از هزينه‌هاي تحميل‌شده اين گروه به بدنه شبکه هاي رسانه ملي بود، موجب شد که امروز شبكه‌ها به دنبال مواد ارزان و كم‌هزينه براي پر کردن آنتن خود باشند و کاري به تاثير و پيام آن براي مخاطب نداشته باشند.
بي‌شك بدهي ميلياردي يك شبكه سراسري اجازه نمي‌دهد كه توليد محصولات رسانه اي مسير حرفه‌اي و لازم خود را طي كند و در اين ميان برخي نظرات شخصي در مورد محصولات سينماي جهان، موجب مي شود که به ناگاه هم سينماي داخلي از رسانه ملي حذف شود و هم محصولات معتبر جهاني. در اين ميان، مردم با موجي از فيلم هاي سينمايي بي کيفيت داخلي و محصولات بي هويت خارجي مواجه مي شوند که درصد ضررهاي معنوي و ارزشي آن در برابر محصولات سينماي داخلي و محصولات جهاني بسيار بيشتر است.
حالا در اين وضعيت، كاهش توليد و نياز به محصولات جديد، موجب شده شبكه‌ها به سراغ محصولات هندي و چيني بروند و جالب است که برخي شبكه‌ها با اصرار زياد به پخش محصولات سطح پايين ايراني، باعث شده اند، چرخه توليد را دوباره همان دلالان خارج از صداوسيما تنظيم و طراحي كنند.
نياز شبكه‌ها به محصول سينمايي آن قدر بالاست كه به تازگي بستگان برخي از مديران سابق صداوسيما هم با راه‌اندازي دفاتر فيلم‌سازي حرفه اي، بدون داشتن تجربه و تحصيلات لازم به توليد فيلم‌هاي تلويزيوني و کپي هاي سينمايي مي‌پردازند! البته اگر به محصول توليد شده آنها دقت كنيد، تنها بازيگران معروفي هستند كه به دليل كاهش توليد در سينماي ايران، حاضر شده‌اند به حضور در اين فيلم‌هاي تلويزيوني تن دهند.
براي نمونه يكي از كارگردانان اين گروه چندي است به شدت تلاش مي‌كند فيلم تلويزيوني خود را به يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني قالب كند، ولي در كل تلاش وي به نتيجه‌ نرسيد و حال در فكر تهيه نسخه سينمايي از فيلم خود است تا در سينما اكران شود.
از مواردي كه تا حال، موجب حاشيه امنيت اين گروه و بهره‌برداري از رانت موجود شده، استفاده مشاوره‌اي از كارگردانان و چهره‌هاي معروف در حاشيه توليد اين محصولات است تا كسي توان انتقاد و پيگيري از چرخه توليد آنها را نداشته باشد.
اگر صداوسيما در همين مرحله با نظارت بيشتر بر چرخه توليد اين فيلم‌هاي تلويزيوني دخالت نكند، بي‌شك در آينده اي نزديک شبكه‌هاي تلويزيوني بايد ميلياردها تومان را بابت توليد به اصطلاح محصولات سينمايي داخلي به جيب عده‌اي خاص بريزند.
متأسفانه، برخي ديدگاه‌هاي شخصي و غيرحرفه‌اي در مديريت شبكه‌هاي تلويزيوني هم مزيد بر علت شده و موجب به وجود آمدن فضا و خلأ براي گروه فيلم‌سازان تلويزيوني خارج از رسانه ملي شده است.
در همين حال برخي شركت‌هاي داخلي هم در دوره‌اي توانستند نظر صداوسيما را به خريد محصولات سطح پايين هندي و چيني خودشان توجيه كنند و متأسفانه، گاه هر فيلم و اثري امكان پخش از شبكه‌هاي سراسري را پيدا مي کند. اگر در اين مورد بسيار مهم نيز رسانه ملي با روشنفکري رسانه اي بر روند خريدهاي خارجي، مقياسي درست را اجرا نکند، در آينده بايد ميلياردها دلار هزينه ضدارزش هايي را بپردازيم که به خاطر تعصب خاص و بي بهره بودن از علم رسانه، وارد فضاي رسانه ملي شده است.
بايد ديدگاه‌هاي موجود در خريد محصولات جديد خارجي و توليد محصولات داخلي را در رسانه ملي ارتقا داد و از تصورات افراطي در مورد فيلم‌هاي آمريكايي و اروپايي جلوگيري كرد تا امكان بهره‌برداري از محصولات خوب و مناسب جهاني فراهم شده و از طرفي به نام پخش فيلم سينمايي ايراني، نام هر غيرمتخصص و چهره غيرحرفه‌اي در كسوت كارگردان و تهيه‌كننده، موجب صرف شدن هزينه‌هاي رنگارنگ نباشد و بيشترين فشار را بر بدنه رسانه ملي وارد نكند.
بيم اين مي‌رود که در صورت عدم دخالت رياست سازمان صداوسيما و عدم تغيير اين تفكر در معاونت سيما و مديريت شبكه‌هاي تلويزيوني، به بهانه چند محصول صهيونيستي و آمريكايي هدفمند، پاي هر محصول بي ارزش سينمايي با محتواي پوچ‌گرايي و ماده‌پرستي، به شبكه‌هاي سيما كشيده شود كه اثرات جبران‌ناپذير آن در عصر گسترش خرافات و فرقه‌گرايي‌هاي هدفمند بيشتر از چند فيلم اكشن در سال خواهد بود.
ترويج بودا و فرقه‌هاي مختلف چيني و هندي، كمترين اثر منفي فرهنگي و ارزشي اين تفكر و خريدهاي خارجي براي شبكه‌هاي تلويزيوني است كه هنوز به صورت جدي به آن توجه نشده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 2:8  توسط گروه مطالعاتی  |