بیانات رهبر حکیم درباره بازی های اینترنتی

بیانات امام خامنه ای در دیدار اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى:

تهاجم فرهنگى یک حقیقتى است که وجود دارد؛ میخواهند برروى ذهن ملّت ما و برروى رفتار ملّت ما - جوان، نوجوان، حتّى کودک - اثرگذارى کنند. این بازیهاى اینترنتى از جمله ى همین است؛

 لینک فیلم در آپارات: http://www.aparat.com/v/egT8Q

نظر رهبر حکیم انقلاب درباره صنعت سرگرمی و عروسک


 من چقدر سر قضیّه‌ى تولید اسباب‌بازى داخلىِ معنى‌دار و جذّاب حرص خوردم با بعضى از مسئولین این کار که این کار را دنبال بکنند؛ البتّه بحمدالله ظاهراً اینجا یک تصمیمى در این زمینه گرفته شد، حالا ان‌شاءالله همان تصمیم را هم دنبال کنید که اجرایى بشود. خب، دوستان ما آمدند در یکى از دستگاه‌هاى فعّال و مسئول، عروسکهاى خوبى درست کردند؛ خوب هم بود؛ اوّل هم حسّاسیّت طرف مقابل را - یعنى مخالفین را، خارجى‌ها را - برانگیخت که اینها آمدند در مقابل باربى و مانند اینها، این [عروسکها] را درست کردند؛ ولى نگرفت. من به اینها گفتم که اشکال کار شما این است که شما آمدید به فلان نام، یک پسرى را، یک دخترى را آوردید در بازار، این عروسک شما را بچّه‌ى ما اصلاً نمى‌شناسد - ببینید، پیوست فرهنگى که میگوییم اینها است - خب، یک عروسک است فقط، در حالى که مرد عنکبوتى را بچّه‌ى ما میشناسد، بتمن را بچّه‌ى ما میشناسد. ده بیست فیلم درست کرده‌اند، این فیلم را آنجا دیده، بعد که میبیند همان عروسکى که در فیلم داشت کار میکرد، در مغازه هست، به پدر و مادرش میگوید این را براى من بخرید؛ عروسک را می‌شناسد؛ این پیوست فرهنگى [است‌]. شما بایستى این عروسک را که ساختید، در کنار ساخت عروسک، ده بیست فیلم کودک درست میکردید براى اینکه این عروسک معرّفى بشود پیش بچّه‌ها؛ بعد که معرّفى شد، آن‌وقت خودشان میخرند، [ولى‌] وقتى معرّفى نشد، بازار ندارد و ورشکست میشود؛ و ورشکست شد. یعنى یک چنین دقّتهایى را بایست کرد. به‌هرحال این تهاجم فرهنگى به این شکل یک واقعیّتى است. (با تشکر از مجاهد مجازی)

لینک فیلم در آپارات: http://www.aparat.com/v/CWZML

آرمان‌شهر دراکولایی/نقدفیلم گرگ و میش/قسمت پنجم و آخر

نقد و بررسی فیلم‌های چهارگانه‌ی (گرگ و میش؛ twilit) ش5

مقاله‌ي پنجم: آرمان‌شهر دراکولایی

نگاه آدمی به دنیای اطراف خود، دیدش به وجود خویشتن و خواسته‌هایش از دنیا و خود، جهان‌بینی یک انسان را شکل می‌دهند. این جهان‌بینی بیشترین تأثیر را در تصمیمات، انگیزه‌ها، غم‌ها، شادی‌ها و خلاصه، تمام زندگی انسان می‌گذارد. بقیه در ادامه همین مطلب و یا در سایت تبیین

 

ادامه نوشته

سبک زندگی مصرف گرایانه/نقدفیلم گرگ و میش/قسمت چهارم

نقد و بررسی فیلم‌های چهارگانه‌ی (گرگ و میش؛ twilit) ش4

مقاله چهارم: سبک زندگی مصرف گرایانه
از گذشته، کاراکتر خون آشام، بن مایه ی بسیاری از فیلم های ژانر وحشت بوده است. در سه مقاله ی قبل با بررسی سری فیلم های (گرگ و میش1)، به معانی قابل توجهی رسیدیم که ما را در شناخت هر چه بیشتر رسانه سینما یاری می رساندند. در این مقاله سعی برآن است که به بررسی الگوی سبک زندگی در این فیلم پرداخته و نتایج آن را مورد مداقه قرار دهیم.
همان طور که در مقالات قبل اشاره شد، در سبک جدید فیلمهای خون آشامی، با تغییر ماهیتی خون آشامان مواجه هستیم. سبکی که در آن به جای دراکولای پلید و وحشتناک، فراانسانی قهرمان و زیبا به نمایش در می آید. شخصیتی که فیلم با زیبا، باشکوه، ثروتمند، خوشبخت، پرعاطفه و وفادار نشان دادن او، سعی در الگوسازی ازاین شخصیت دارد.بنابراین میتوان گفت سبک زندگی نیزاز مؤلفه های الگوشده فیلم خواهد بود که مخاطب به شدت از آن تاثیر می پذیرد.
...بقیه در ادامه مطلب یا در سایت تبیین

ادامه نوشته

عشق/ نقد فیلم گرگ و میش/ قسمت سوم

نقد و بررسی فیلم‌های چهارگانه‌ی (گرگ و میش؛ twilit) ش3

مقاله سوم: عشق
بسیاری از مخاطبان سینما، با خون آشام فیلم های ژانر وحشت آشنا هستند. با بررسی فیلم های (گرگ و میش1) ؛ (کشیش2)؛ (دراکولای برام استوکر3)؛ (دراکولا 20004)؛ (لینکون؛ شکارچی خون آشام5)؛ (من یک افسانه ام6) در پی مقایسه ی دو سبک متفاوت از آنان هستیم...
بقیه در ادامه مطلب یا سایت تبیین

ادامه نوشته

خانوداه محوری/ نقد فیلم گرگ و میش/ قسمت دوم

نقد و بررسی فیلم‌های چهارگانه‌ی (گرگ و میش؛ twilit) ش2

مقاله دوم: خانواده محوری
خون آشامان، سال هاست که محور بسیاری از فیلم های ژانر وحشت بوده اند. با بررسی فیلم های (گرگ و میش1) ؛ (کشیش2)؛ (دراکولای برام استوکر3)؛ (دراکولا 20004)؛ (لینکون؛ شکارچی خون آشام5)؛ (من یک افسانه ام6) به معانی قابل توجهی دست می یابیم که در شناخت هر چه بیشتر این رسانه ی قدرتمند، یعنی سینما، مؤثر است. این فیلم ها، عموما حول محور مردگان متحرکی حرکت کرده اند که به نظر می رسد دارای خصوصیاتی مشترک هستند: بی عاطفه، بی رحم، وحشی، درنده، داشتن زندگی گله وار و حیوانی ، عدم اصالت خانواده و فرزند، عدم تعقل و تدبر و هوشمندی، قدرت بسیار زیاد، زشت و ترسناک بودن، عطش به خون انسان ها و... .
بقیه در ادامه همین مطلب یا در سایت تبیین

ادامه نوشته

زیباسازی هیولا / نقد فیلم گرگ و میش/قسمت اول

نقد و بررسی فیلم‌های چهارگانه‌ی (گرگ و میش؛ twilit) ش1

مقاله‌ي اول:

 زیباسازی هیولا

 سال‌هاست که سینمای جهان شاهد فیلم‌هایی با ژانر وحشت خوناشامان است. با بررسی سری فیلم‌هایی که به پرداخت این افسانه دست زده‌اند، به معانی قابل توجهی دست می‌یابیم که در شناخت هر چه بیشتر این رسانه‌ی قدرتمند، یعنی سینما، مؤثر است. در این پژوهش، از چند فیلم شاخص سینما، با موضوع خوناشامان استفاده گردید: (گرگ و میش 1)؛ (کشیش 2)؛ (دراکولای برام استوکر 3)؛ (دراکولا 20004)؛ (لینکون؛ شکارچی خوناشام 5)؛ (من یک افسانه‌ام 6) فیلم‌هایی که از ابتداء درباره‌ی این افسانه، قصه‌پردازی کرده‌اند،... بقیه در ادامه مطلب یا در سایت تبیین

ادامه نوشته

نگاهی به فیلم بازی های ددمنشانه The Hunger Games (بازی گرسنگان یا عطش مبارزه نیز ترجمه شده است)

میدان گلادیاتورها پس از آخرالزمان

متن نقد در ادامه مطلب و در وب نویسنده، استاد مستغاثی

ادامه نوشته

نقد و بررسی فیلم نیمه ماه مارس: The Ides of March

                    همه چیز درباره مالی / به بهانه فیلم نیمه ماه مارس

سعید مستغاثی: فیلم "نیمه ماه مارس" در زیر لوای افشای زد و بند سیاسی و فساد درونی مبارزات انتخاباتی آمریکا، اصل انتخابات فرمایشی و دو حزبی (که هر دو حزب نیز وابسته به کانون های صهیونی بوده و خود نیز آن را نه تنها پنهان نکرده بلکه با شدیدترین وجه، ابراز می دارند) را از نگاه متقدانه و معترضانه دور داشته و بدین وسیله اساس سیستم انتخاباتی آمریکا را از هر نوع شبهه ضد مردم سالاری بری دانسته و آن را به عنوان تنها روش اعمال دمکراسی به تصویر می کشد. نوعی دمکراسی که همان نگرش شرک آمیز، نژادپرستانه، سرمایه سالارانه و سلطه طلبانه ایدئولوژی آمریکایی را در خود دارد. ...بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

"زمینه سازی عملیات بزرگ": قسمت 25 از مجموعه مستند ...و اینک آخرالزمان

عملیات زمینه سازی حادثه 11 سپتامبر درهالیوود جهت تدارک جنگ آخر یا آرماگدون

.

هشدار11سپتامبر( 9/11)درصحنه ای ازفیلم"ترمیناتور2:روز داوری"اثرجیمز کامرون/سال1991(10سال پیش ازحادثه11سپتامبر!)

 "زمینه سازی عملیات بزرگ" عنوان قسمت 25 از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 سه شنبه 13 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود. در این قسمت به عملیات زمینه سازی حادثه 11 سپتامبر در هالیوود پرداخته می شود که امروزه براساس تحقیقات مستقل و اسناد منتشر شده، یکی از اقدامات محوری غرب صلیبی/صهیونی جهت تدارک جنگ آخرالزمان یا آرماگدون ارزیابی شده است.

کانون های پنهان صهیونی برای آغاز هزاره سوم برنامه ریزی های مفصلی انجام داده بودند. برنامه ریزی هایی که از حدود 10 قرن پیش شروع شده بود و قرار بود در انتهای هزاره دوم ، با تئوری هایی همچون پایان روزها یا پایان دوران، جنگ آخرالزمان بین ارتش مسیح از غرب و سپاه ضد مسیح از شرق دربگیرد و پس از کشتار و خونریزی و خرابی های بسیار ، مسیح موعود این کانون ها نزول اجلال فرموده و حکومت جهانی خویش را به مرکزیت اسراییل برپاسازد. اما به خواست و اراده الهی این اتفاق نیفتاد و همه طرح و نقشه های 10 قرنی سردمداران غرب صلیبی/صهیونی نقش برآب دیده شد. پس لازم بود که کاری صورت بگیرد ، یک عملیات کاتالیزور گونه که به اجرای نقشه های یاد شده کمک نماید. به نظر می آید کانون های پنهان صهیونی از قبل پیش بینی چنین روزهایی را نموده و تمهیدات جایگزین را درنظر گرفته بودند. به هرحال همواره در طرح های نظامی و سیاسی ، تمهیدات جایگزین ضرورت پشتیبانی برای اجرای عملیات بزرگ محسوب شده است.

هنوز زمان زیادی از آغاز قرن بیست و یکم و هزاره سوم میلادی نگذشته بود که در یازدهمین روز از نهمین ماه سال 2001 حادثه ای در نیویورک اتفاق افتاد که گویی همه آنچه در فیلم های آخرالزمانی تا آن هنگام تصویر شده بود را عینیت می بخشید. گویی عملیات تروریستی فیلم هایی همچون "محاصره" ساخته ادوارد زوییک در سال1998 و"جاده ارلینگتن" به کارگردانی مارک پلینگتن در سال 1999 تحقق عینی پیدا کرده بود ، انگار پیش بینی های فیلم "مردی که فردا را می دید" از رابرت ژونه محصول 1981 درباره پیش گویی های نوسترآداموس جامه عمل می پوشانید. فیلمی که 2 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر روی پرده رفت و در آن به وضوح نشان داده می شد که موشک مسلمانان ، برج های دوقلوی نیویورکی را به دو نیم می سازد!!

به جز این ها طی سالهای پیش از 2001، حداقل در بیش از 18 فیلم دیگر به نوعی نابودی برج های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک به تصویر کشیده شد و در واقع نیویورک (که در فرهنگ پیوریتن ها و اوانجلیست ها "یهودیه" هم نامیده شده) یک شهر آخرالزمانی نمایش داده شد. در حقیقت حادثه 11 سپتامبر 2001 در نیویورک ، پیش از رویداد واقعی اش ، بارها در تولیدات هالیوود به نمایش گذارده شده و زمینه های ذهنی آن در افکار عمومی جهانیان به خصوص آمریکایی ها ، بوجود آمده بود. این یکی از وظایف هالیوود بوده که همواره در طول حضور 115 ساله خود ، به عنوان پیش قراول و خط مقدم جبهه صلیبیون امروز ، به خوبی انجام داده و پیش از هر عمل بزرگ یا حرکت تعیین کننده و استراتژیک از سوی جبهه های نظامی یا سیاسی و یا اقتصادی ایالات متحده ، در واقع این هالیوود بوده که با پرچم تهاجم به صفوف مقابل حمله برده است. زمینه سازی عملیات 11 سپتامبر 2001 در محصولات سینمایی هالیوود ، یکی از مهمترین نقاط عطف در کارنامه این به اصطلاح کارخانه رویا سازی محسوب می شود.

تصاویریابخش هایی ازفیلم های"محاصره"،"جاده آرلینگتن"،"مردی که فردا را می دید"،"نوسترآداموس" ، "نوسترآداموس چنین گفت"، "هکرز"، "ترمیناتور 2: روز داوری"، "برادران سوپر ماریو"، "جان سخت 2" ، "جعبه سیاه" ، "جن گیر 2000" ، "جاسوس بازی" ، "آخرین قلعه" ، "سقوط بلک هاوک" ، "پشت خطوط دشمن"، "خسارت جانبی"، "گزارش اقلیت"، "Reign Over me" و "من خان هستم" جهت مصادیق مباحث مطرح شده در این قسمت به نمایش درآمده و سید هاشم قاسمی، سید محمد حسینی، نصرت الله تابش، محمد رضا اسلاملو، دکتر مجید شاه حسینی و ویلیام فرید کین درباره آنها به اظهار نظر خواهند پرداخت. مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است. منبع: وب سعیدمستغاثی

آخرالزمان در هالیوود جدید

کاراکترها، قصه ها و ماجراهای هالیوودی آخرالزمانی پس از آغاز هزاره سوم 

.

"منجی های آخرالزمانی" عنوان قسمت بیست و سوم از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 یکشنبه 11 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود. در این قسمت به کاراکترها و قصه ها و ماجراهایی پرداخته می شود که دستمایه هالیوود  پس از آغاز هزاره سوم ، برای عرضه در عرصه سینمای آخرالزمانی قرار گرفت. در واقع روند ساخت فیلم های متعلق به  سینمای آخرالزمانی با ورود به قرن بیست و یکم و هزاره سوم میلادی بخش اعظم تولیدات سینمای غرب و به خصوص هالیوود را در برگرفت.خیل عظیمی از فیلم ها در ژانرها و سبک های مختلف اعم از علمی/تخیلی، ملودرام، هراس، حادثه ای، پلیسی و حتی انیمیشن به نمایش آخرالزمان و آپوکالیپس پرداختند.

برخی از این کاراکترها و داستان ها در سالهای پیش از شروع هزاره ، در قالب فیلم ها و محصولاتی برپرده سینماها رفته بودند، همچون ماتریکس، جنگ های ستاره ای، ترمیناتور، مومیایی و ...که قسمت های بعدی آنها به صورت مسلسل وار جلوی دوربین رفت و پرده سینماها را به اشغال خود درآورد. اما دراین غوغای سینمای آخرالزمانی، مجموعه ها وکاراکترهای تازه ای نیز به میدان آمدند که در سطح وسیعی  سالن های سینما را در طول دهه نخست هزاره سوم میلادی اشغال کردند و اندیشه های آخرالزمانی و منجی گرایی غرب را در سطح وسیعی بسط دادند ، مانند "هری پاتر " ، "ارباب حلقه ها" ، "نارنیا" و ...

در این قسمت از مجموعه مستند "...واینک آخرالزمان" شاهد نمایش بخش هایی از فیلم های "ماتریکس" ، "جنگ های ستاره ای" ، ترمیناتور 4" ، "مومیایی 3" ، "بیگانه" ، "هرکول" ، "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" ، "هالک" ، " اسپایدرمن" ، "ارباب حلقه ها" ، سری "هری پاتر" و "نارنیا" خواهیم بود و کارشناسانی مثل نصرت الله تابش، فرانچسکو کاندونی، پیام فضلی نژاد، سید محمد حسینی ، محمد حسین فرج نژاد و دکتر مجید شاه حسینی به اظهار نظر خواهند پرداخت. مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است. منبع: وب سعید مستغاثی،کارگردان و نویسنده مستند

تفکرات کابالایی/قبالایی در سینمای آخرالزمانی و فیلم های شاخص آن:قسمت21مستند"...واینک آخرالزمان"

پایان روزها در سینمای هالیوود

.

"پایان روزها در سینمای هالیوود" عنوان قسمت 21 از مجموعه مستند "... و. اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 جمعه 9 تیرماه از شبکه خبرپخش می شود. در این قسمت به بروز تفکرات کابالایی در سینمای آخرالزمانی و فیلم های شاخص آن پرداخته می شود. مهمترین ظهور تفکرات آخرالزمانی کابالایی را در دو فیلم رمز داوینچی (2005) و فرشتگان و شیاطین (2009) هر دو نوشته دن براون با فیلمنامه هایی از آکیوا گلدزمن و دیوید کوئپ و با کارگردانی ران هاوارد می توان رویت کرد. در فیلم "رمز داوینچی" در واقع کد رمز بسیاری از تولیدات هالیوود برای مخاطب گشوده می شود. در این فیلم ضمن روایت تحریف گرانه و مظلوم نمایانه ای از چگونگی رخداد جنگ های صلیبی و ماجرای شوالیه های معبد و شکل گیری فرقه های مخوف کابالا و فراماسونری ، خانقاه صهیون و انجمن برادری فراماسونی را حافظ جام مقدس و نسل عیسی مسیح و مریم مجدلیه دانسته که از همان نسل، منجی آخرالزمان بیرون خواهد آمد. منجی که درفیلم "رمز داوینچی" همان سوفی دخترخوانده سونیه، از مسئولین موزه لوور پاریس بود.

در این نوع تفکر که امروزه بر اندیشه های آخرالزمانی غرب صلیبی/صهیونی غالب است، منجی آخرالزمان و مسیح موعود، لزوما حضرت عیسی بن مریم (ع) نیست . چنانچه آن حضرت را در این تفکر عیسای بشارت دهنده خوانده اند و عیسی مسیح یا همان مسیح موعود را عیسی بن داوود می دانند که از نسل عیسی بن مریم و مریم مجدلیه است که این نگرش را به آثار آخرالزمانی سینمای غرب نیز منتقل کرده اند، از همین رو در برخی فیلم ها، مسیح موعود یک زن(مثل فیلم"رمز داوینچی") است یا مانند فیلم "قطب نمای طلایی" دختری نوجوان است یا امثال هری پاتر یا فرودو ( در فیلم"ارباب حلقه ها") یا لوک اسکای واکر ( در فیلم"جنگ های ستاره ای") و یا اصلان ( در سری فیلم های "نارنیا") است و یا اصلا این منجی ، خود رییس جمهور آمریکا است آنچنان که در فیلم " امگا کد2: مگیدو" با آنتی کرایست یا ضد مسیح (دجال) می جنگد و پیروز می شود.

تولید این گونه فیلم ها هرچه که به پایان قرن بیستم و انتهای هزاره دوم میلادی نزدیک شدیم ، روند افزون تری به خود گرفت و به شکل صریح تر و روشن تر موضوع خویش را به نمایش گذارد. از جمله اینکه مستقیما به ماجرایی تحت عنوان "پایان روزها" پرداخت که پایان هزاره را مصادف با وقایعی تعیین کننده در سرنوشت بشریت می دانست. وقایعی که در آستانه غلبه شر بر کلیت جهان ، ناگهان توسط یک منجی تغییر جهت پیدا کرده و به نابودی شر و حاکمیت خیر می انجامید. فیلم هایی همچون "ماتریکس"(برادران واچفسکی-1999)که انسان را به حس تکنولوژی تبدیل می نمود، یعنی یک نیمه انسان / نیمه ربات بایستی بر علیه حاکمیت شبکه ضد بشری اقدام کرده و جهان را به مرکزیت تنها مکان باقیمانده برای بشر آزادیخواه (که در فیلم صهیون نام داشت!) نجات می بخشید .

در این قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان " شاهد تصاویر و بخش هایی از فیلم های ذیل هستیم: "رمز داوینچی"، "فرشتگان و شیاطین"، "ترمیناتور 2: روز داوری"، "ماتریکس"، "جنگ های ستاره ای"، "نارنیا"، "قطب نمای طلایی"،"هری پاتر"،"ارباب حلقه ها"،"امگا کد 2: مگی دو"،"لوتر"،" روز استقلال" ، " مریخ حمله می کند" ، "هل بوی" ، "بت من" ، "اسپایدرمن" ، "نبرد: لس آنجلس" ، "تایتانیک". همچنین بخشی از مصاحبه جیمز کامرون پس از نمایش فیلم "تایتانیک" پخش می شود که کامرون در آن، صراحتا فیلم خود را یک فیلم آخرالزمانی خوانده است. مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است. منبع: http://smostaghaci.persianblog.ir/post/625/

آخرالزمان شبه دینی و جعلی در قسمت 19 مستند ...واینک آخرالزمان

شرگرایی کابالیستی-مصری-یونانی و شیطان پرستی زیر پوست هالیوود

. 

                رومن پولانسکی(کارگردان یهودی صهیونیست شیطان گرا) ومیافارو پشت صحنه فیلم "بچه رزماری"

 "آخرالزمان شبه دینی" عنوان نوزدهمین قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 چهارشنبه 7 تیرماه از شبکه خبر پخش می شود. در این قسمت سابقه ورود فیلم های شیطان پرستانه به هالیوود و تولیداتی که به جن گیری و نمایش ارواح می پرداختند، مورد بررسی و بازنگری قرار می گیرد.

هنگامی در سال 1969 فیلم "بچه رزماری" رومن پولانسکی برپرده سینماها رفت ، در واقع به نوعی نیمه پنهان ماه نمایان شد! یعنی در حالی که تا آن تاریخ کسی از شیطان پرستی و شیطان پرستان و فرقه منسوب به آنها خبری نداشت ، ناگهان جامعه آمریکا و هالیوود با پدیده ای تکان دهنده مواجه شدند که مثل موجود سری فیلم های "بیگانه" درون آنها رشد کرده و بزرگ شده بود و حالا با شکل و شمایلی کریه ، خود را نشان داده و از درون آن جامعه بیرون می زد. هالیوودی که تا آن روز به حضور اخلاقیات و نمادهای مذهبی در آثارش  تظاهر می کرد و به عنوان ویترین جامعه دینی آمریکا، خود را در مقابل سینمای ضد اخلاقی اروپا ، حافظ معنویت و کرامت انسانی می دانست ، اینک در برابر یک پرده دری ضد دینی قرار گرفته بود. اما به راستی در سال 1969 چه اتفاقی افتاده بود که موضوع شیطان پرستی و شیطان پرستان را به سینمای هالیوود آورد و درواقع پرده از یک سری مکنونات جامعه آمریکایی برداشت؟

واقعیت این بود که سال 1969 در تقویم ماسونی آمریکا ، یک سال سرنوشت (قرن) محسوب شده بود ، مثل 1999 یا 1966 (که رمان شیطانی "طالع نحس" در همین تاریخ نوشته شد) که همگی از اعداد و نمادهای عددی شیطان پرستانه و فراماسونی استفاده کرده بودند. در همین سال 1969 فیلمی به نام "هگزان" ساخته  بنیامین کریستن سن به نمایش درآمد که تاریخچه مصوری از رشد و توسعه علوم غریبه ارائه می داد. جالب اینکه تولید فیلم مذکور در سال 1919 آغاز شد ولی پس از مدتی به دلائل نامشخص به آرشیو رفته و نمایش آن در همان سال 1969 رونمایی گردید که فیلم "بچه رزماری" ، شیطان پرستی را به هالیوود آورد!!در واقع از این تاریخ ، ساخت نوعی از فیلم های آخرالزمانی در دستور کار کمپانی های هالیوود قرار گرفت(یا درواقع نوزایی شد) که بعدا به فیلم های آخرالزمانی دینی مشهور شدند.

در این گونه فیلم ها، یک مفهوم ظاهرا دینی در جدال دیرپای خیر و شر ، سر برمی داشت و در این نبرد کهن، فرجامی شبه دینی را برای بشریت رقم می زد. فرجامی که در کتب تحریف شده عهد عتیق آمده، به مسیحیت پروتستانی سرایت نموده و به خصوص در کتب فرقه های منشعب از آن مانند پیوریتن ها و اوانجلیست ها  تحت عناوینی همچون مکاشفات یوحنا به منصه ظهور رسیده است.

نمونه هایی از سینمای آخرالزمانی شبه دینی که در این قسمت از مجموعه "...و اینک آخرالزمان" شاهد بخش هایی از آن هستیم ، عبارتند از:"بچه رزماری" ( رومن پولانسکی- 1969) ، "دره من چه سرسبز بود" ( جان فورد – 1941) ، "به راه خود می روم"( لئو مک کاری) ، " تعطیلات از دست رفته"( بیلی وایلدر ) ، "بهترین سالهای زندگی ما" ( ویلیام وایلر-1946) ، "هملت" ( سر لارنس اولیویه – 1948) ، "همه مردان شاه" ، "طالع نحس:666" ، "هگزان" ، "پایان روزها "( پیتر هایمز-1999) ، "نشان هفتم" ، " دروازه نهم"( رومن پولانسکی-1999) ، "آیین مذهبی" و ... مجموعه مستند"...واینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است. منبع: وب سعید مستغاثی کارگردان و نویسنده  مستند

قسمت11 و12مستند...و اینک آخرالزمان: اسلام ستیزی،ایران هراسی و نژادپرستی

اسلام ستیزی: موجی دیرپا در سینمای هالیوود

.

"اسلام ستیزی" عنوان قسمت یازدهم از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 سه شنبه 30 خردادماه از شبکه خبر پخش می شود. در این قسمت به کینه دیرین غرب صلیبی/صهیونی نسبت به اسلام و تاثیر آن در سینمای هالیوود پرداخته خواهد شد که تقریبا از همان اوان پیدایش سینما ، اسلام ستیزی از موتیف های همیشگی آن شد. از نخستین فیلم های صامت تاریخ سینما مانند "هفت زن محجبه"( تامس آلوا ادیسون – 1897) ، " عرب مسخره " ( ژرژ ملی یس – 1898) و "آواز موذن " ( فیلیکس مگیش – 1905 ) تا فیلم "شیخ" در 1921 ، ساخته جرج ملفورد و "پسر شیخ" ساخته 1926 به کارگردانی جرج فیتس موریس (که نقش شیخ را در هر دو فیلم رودلف والنتینو بازی می کرد)  تا "مراکش" جوزف فن اشترنبرگ در 1930 و تا "شاهزاده پارس"  در سال 2010.

در این فیلم ها و از ابتدا در سینمای آمریکا، مسلمانان در کسوت عرب یا غیر عرب ، افرادی شرور و خبیث و شارلاتان و یا حتی بی سر و پا و در خوش بینانه ترین نگاه، مضحکه آمیز و مسخره نمایش داده شدند. دو نسخه صامت و ناطق "دزد بغداد " در سال 1923 به کارگردانی رائول والش و به سال 1940 ساخته الکساندر کوردا و دستیارانش ، یک الگو برای این دسته از فیلم های ضد اسلامی شد که در خوشبینانه ترین نگاه ، مسلمانان آدم هایی پاپتی و دزد ( همچون سابو یعنی همان دزد بغداد ) بودند و شهر بغداد که به تصریح مورخین غربی ، حدود 10 قرن و در اوج تمدن اسلامی به لحاظ علم و هنر و فرهنگ و تمدن ، عروس شهرهای جهان محسوب می شد ، در این دسته از فیلم ها ، مکانی سیاه و تاریک با کوچه پس کوچه های تنگ و مخوف و راهزنانی ترسناک که خنجرها و شمشیرهای آخته شان برای قتل و غارت ، به سهولت از نیام خارج می شد، نشان داده می شود که ضمنا واجد قصرهای هزار و یک شبی هم هست که خلیفه هایی بی لیاقت و نادان و جاهل برآن تکیه زده اند!!

این نگاه تحقیرگرایانه و نژادپرستانه (که حتی در فیلم های کمدی نیز دست از سر شرق اسلامی برنمی داشت همچون درفیلم "گمشدگان حرم" با شرکت باد ابوت و لو کاستلو) بعضا خرافات یا درگیری های قبیله ای و جاهلی را نیز چاشنی داستان های خود می کرد و معمولا در اینجا سر و کله سفیدپوستان غربی و به خصوص آمریکایی پیدا می شد تا اوضاع جامعه درهم و برهم مسلمانان را به سامان کنند. معروفترین فیلم از این دست "لارنس عربستان" دیوید لین بود و از اخیرترین آنها نیز می توان به فیلم  "قلمرو" پیتربرگ اشاره کرد که در آن، حال و هوای امروز پروپاگاندای رسانه ای غرب یعنی وجه ضدتروریستی آن می چربد.

اما از فیلم "جن گیر" ساخته ویلیام فرید کین در سال 1973 این نگاه تحقیرگرایانه به نگرشی استراتژیک علیه اسلام تبدیل شد و تفکراسلامی را به سان شیطانی تصویر کردند که اگر در خود سرزمین های اسلامی سرکوب نشود، در قلب آمریکا به سراغ نوجوانان آمریکایی آمده و روح و جسمشان را به تسخیر خود درمی آورد. این پایه های همان تئوری صهیونی اوانجلیست ها و امثال جرج بوش برای لشکر کشی های پس از 11 سپتامبر آمریکا به خاورمیانه شد که طی آنها میلیون ها مسلمان توسط ارتش های ناتو قتل عام و آواره شدند.

در این بخش از مستند "...و اینک آخرالزمان" ضمن نمایش بخش هایی از فیلم های "جن گیر" ، "سامسون و دلیله" ، "اکسدوس" ، "مومیایی"، "قلمرو"، "شبکه"، "بیگانه"، "لارا کرافت" و ...به سیر موضع گیری ها و پروپاگاندای هالیوود علیه اسلام و مسلمانان در طی تاریخ آن پرداخته خواهد شد و در این مسیر از نظرات مرحوم سید ابوالحسن علوی طباطبایی ، دکتر جک شاهین ، سید هاشم قاسمی و دکتر مجید شاه حسینی بهره گرفته می شود. مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است. منبع: http://smostaghaci.persianblog.ir/post/612

هالیوود؛ هراس از ایران یا اسلام؟

.

بخشی از فیلم مستند "ایرانیوم" که در قسمت 12 از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" پخش می شود.

 "نژادپرستی صهیونی" عنوان دوازدهمین قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35 چهارشنبه 31 خرداد از شبکه خبر پخش می شود. مقاله مهم برژینسکی ( مشاور امنیت ملی جیمی کارتر ، رییس جمهوری اسبق ایالات متحده آمریکا) در روزنامه واشنینگتن پست  25 مارس 2007 تحت عنوان " این پارانویا را متوقف کنید" از جمله مهمترین اسناد موجود درباره اسلام هراسی تشدید شده از سوی کانون های صهیونی و رسانه های وابسته به آنها مانند هالیوود است که این بار از سوی یکی از تندروترین عناصر سیاسی آمریکا به عنوان هشدار درمورد عواقب فاجعه بار تداوم این نگرش نژادپرستانه صهیونی در ایالات متحده مطرح شده است. بخش هایی از مقاله یاد شده همراه با ارائه سند و تصویر آن در روزنامه واشینگتن پست در این قسمت از مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" نمایش داده خواهد شد.

موج دیگرتبلیغاتی که علیه اسلام و ام القرای امروز آن یعنی ایران در جهان به راه افتاده ، پدیده دیگری را در فرهنگ سیاسی کنونی ایجاد کرده به نام "ایران هراسی". اما اینکه پدیده "ایران هراسی" تا چه اندازه هویت مستقل و مجزا از "اسلام هراسی" دارد را دسته ای دیگر از فیلم های هالیوود روشن می سازد. در این گونه از فیلم ها ، سعی شده تا ملیت و فرهنگ ایران از اندیشه و تفکر اسلامی جدا شده و تمامی اتهاماتی که طی 33 سال گذشته از سوی غرب متوجه ایران گردیده مانند : خشونت و تروریسم و ارتجاع و ...به حساب اسلام گذارده شده و ایران منهای اسلام را به اصطلاح متمدن و مورد قبول غرب معرفی نمایند. فیلم هایی از قبیل  "Crossing Over" (2009) ساخته وین کریمر و محصول فرانک مارشال برای کمپانی واینشتاین یا "سنگسار ثریا" (سیروس نورسته – 2008) و یا پرسپولیس (مرجان ساتراپی-2007) که کاتلین کندی صهیونیست آن را تهیه کرده بود را می توان مثال زد که در همه آنها یک نکته مشترک به نظر آمد، این که قوانین و اعتقادات و باورهای اسلامی باعث تحمیل شرایطی به ایرانیان گشته که آنها را از همه دنیا عقب و منزوی نگاه داشته است.

اینجاست که دم خروس ترفند رسانه های غربی معلوم می شود و برهمین اساس می توان گفت که در واقع قضیه ایران هراسی اخیر در آثار سینمای هالیوود جز به دلیل اسلامیت ایران و اینکه امروز این سرزمین به عنوان ام القری جهان اسلام قلمدار می شود،نیست. آنچه که در مستند "ایرانیوم"(الکس ترایمن-2010) به وضوح و روشنی در قاب دوربین قرار می گیرد. در این فیلم مستند که توسط موسسه صهیونیستی کلاریون و با حمایت نئو محافظه کاران آمریکا (همان اوانجلیست ها یا مسیحیان صهیونیست) تولید شده، در 11 اپیزود (به نام های: یک انقلاب، یک جمهوری اسلامی، 30 سال ترور، یک رژیم بی رحم، افزایش قدرت، ایران هسته ای، دنیا در معرض تهدید، فشار دادن دکمه، 30 سال شکست، متوقف کردن نظام  و انقلابی جدید) در واقع تمامی اتهامات بی پایه ای که غرب و آمریکا طی 32 سال پس از پیروزی انقلاب علیه ایران تکرار نموده را متوجه وجه اسلامی و انقلابی آن در طول این 3 دهه و اندی می گرداند.

از سوی دیگر غرب برای مقابله با این اسلام انقلابی، نوعی اسلام میانه را به عنوان الگو معرفی  می کند که واجد همه ابعاد اسلامی به نظر می رسد ولی فاقد ظلم ستیزی و عدالت طلبی بوده که از اصول تفکیک ناپذیر دین خاتم محسوب می شود.(همان مولفه های دین نوین جهانی یا معنویت عصر نوین مورد پسند صهیونیان) در این مسیر فیلم هایی مانند "قلمرو" ( پیتر برگ-2007) ، "مجموعه دروغ ها" (ریدلی اسکات- 2008) ، "سیریانا" (استیون گیگن-2005) و "محفظه رنج" (کاترین بیگلو-2009) را می توان مثال زد که بخش هایی از آنها در همین قسمت از مجموعه "...و اینک آخرالزمان" نمایش داده خواهد شد. دکتر جک شاهین، پیام فضلی نژاد و مرحوم سید ابوالحسن علوی طباطبایی از جمله کارشناسان این قسمت هستند که در فواصل مختلف برنامه به ابراز نظر خواهند پرداخت. مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است. منبع: http://smostaghaci.persianblog.ir/post/613

نژادپرستی، سینمای نوآر، زن اغواگر و سوپرهیروها: قسمت دهم...و اینک آخرالزمان

نژادپرستی، سینمای نوآر، زن اغواگر و سوپرهیروها

.

"سینمای ایدئولوژیک" عنوان قسمت دهم از مجموعه مستند "...واینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 ، 19/45 و 22/35  دوشنبه 29 خرداد از شبکه خبر پخش می شود.

در این قسمت به جستجوی عناصر ایدئولوژیک غرب صلیبی/صهیونی در تولیدات سینمای هالیوود پرداخته می شود که بارزترین آنها "نژادپرستی" است. عنصری که تقریبا از سینمای صامت در هالیوود وجود داشته و توسط معروف ترین فیلمسازان این کارخانه به اصطلاح رویاسازی به کار گرفته شد. از جمله فیلم "تولد یک ملت" ساخته دیوید وارک گریفیث در سال 1915 که هنوز از جمله فیلم های مهم تاریخ سینما تلقی می شود و در آن اعمال خشونت بار و فاجعه آمیز فرقه کوکلوس کلان ها علیه سیاه پوستان به عنوان اقدامی میهنی و ملی نشان داده می شود. یا در فیلم های محبوبی همچون "بربادرفته" شخصیت های اصلی فیلم از فرقه کوکلوس کلان ها هستند که از مخوف ترین فرقه های نژادپرست تاریخ ایالات متحده آمریکا به شمار آمده اند. این نگاه نژادپرستانه تا امروز در سینمای هالیوود امتداد پیدا کرده است و آن را در بسیاری از فیلم های می توان مشاهده کرد. خصوصیتی که از عمق فرهنگ صهیونی هالیوود می آید و به تحریف شده ترین باورهای یهودیان آن تعلق دارد.

از همین رو شاهد جولان این دسته از یهودیان در طول تاریخ هالیوود در این کارخانه به اصطلاح رویاسازی هستیم. مثلا دور جدید این جولان از اولین فیلم ناطق سینما یعنی "آوازه خوان جاز" ( آلن کراسلند-1927) شروع می شود و به نحو چشمگیری تداوم می یابد؛ از فیلم هایی همچون "دیزراییلی" (آلفرد ای گرین-1929)، "ولتر" (جان جی آدولفی- 1933) و "زندگی امیل زولا" ( ویلیام دیترله-1937) تا حضور ترانه سرایانی مانند ایروینگ برلین که حدود 60 سال حکایت ها و روایت های توراتی و تلمودی را به ترانه برای فیلم های موزیکال تبدیل کرد و یا آنها را در قالب سرودهای ملی و میهنی به مردم آمریکا ارائه نمود. برلین به پاس این خدمات از دست دوایت آیزنهاور، رییس جمهوری وقت آمریکا در سالهای بعد از جنگ دوم نیز مدال افتخار دریافت نمود.( بخش هایی از مستند این اعطای مدال افتخار را در قسمت دهم از مجموعه "...واینک آخرالزمان" مشاهده خوهید نمود).

حتی برخی از ژانرهای سینمایی در جهت پوششی برای نمایش همین آرمان های صهیونی تعریف گردید که از آن جمله می توان به ژانر نوآر یا سینمای سیاه اشاره کرد که یکی از عناصر مهمش زن اغواگر  یا Femme Fatale ذکر شده است.عنصری که مستقیما از باورهای عبرانی به شیطان مونث گرفته شده که مظهر شهوت و اغواگری به شمار می آید.

ازطرف دیگر بسیاری از کمیک استریپ ها که قهرمانان خیالی و به اصطلاح سوپر هیروها را به باور مخاطبان می نشاند نیز از همین اسطوره ها وافسانه های عهد عتیق گرفته شدند. امثال سوپرمن که به خصوص از دنیایی دیگر آمده و به سان یهودیان جامعه آمریکای اوایل قرن بیستم ، عنصری بیگانه به حساب می آمد ول در کسوت یک منجی دنیا را از نابودی نجات می بخشید و یا مانند بت من و اسپایدرمن و آیرون من و ...که در مقابل دشمنان بشریت می ایستادند و دنیا را از شرشان خلاص می کردند.

در این قسمت از مجموعه "...واینک آخرالزمان"، ژولین تیل(فیلمساز و روزنامه نگار فرانسوی)اظهار نظر خواهد کرد و همچنین از نظرات مرحوم سید ابوالحسن طباطبایی استفاده خواهیم نمود. بخش هایی از فیلم های " تولد یک ملت" ، " اوه برادر کجایی" ، "بارتون فینک" ، "آوازه خوان جاز" ، "دیزراییلی " ، "ولتر" ، "زندگی امیل زولا" ، "یانکی دودل دندی" و نسخه های متعدد فیلم و کارتون سوپرمن و بت من و ...نیز به نمایش درخواهد آمد. مجموعه مستند " ...و اینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 30 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است. منبع: وبلاگ کارگردان مجموعه مستند ... واینک آخرالزمان/سعید مستغاثی

مستند "... واینک آخرالزمان" را از دست ندهید/قسمت ششم وهفتم

غریبه هایی که خودی نشان دادند !

. 

"هالیوود در جنگ" عنوان قسمت ششم از مجموعه مستند "...واینک آخرالزمان" است که ساعات 12/45 و 19/45 پنجشنبه 25 خرداد و احتمالا جمعه 26 خرداد از شبکه خبر سیما پخش می شود. در این قسمت، به تلاش مغول های هالیوود برای القاء سبک و آیین و باورهای اقلیت اشراف یهود مهاجر به جامعه آمریکا از طریق سینما، پرداخته می شود. آنها اگرچه سعی می کردند تا هویت یهودی خویش را حتی از فرزندان خود مخفی گردانند اما از سوی دیگر تلاش داشتند که غریبگی خود را به نحوی در جامعه ای نوپای آمریکا به صورت آشنا تحمیل نمایند.

در این مسیر ساخت فیلم هایی که غریبه ها را به عنوان دوستان قابل اعتماد و اتکاء جامعه نشان می داد ، در دستور کار قرار گرفت. غریبه هایی که از سرزمین دیگری آمده و متعلق به جامعه و شهر و دیار دیگری بودند، اما باعث نجات یا بهبود زندگی اجتماع جدید می شدند. فیلم هایی مانند "در یک شب اتفاق افتاد"(فرانک کاپرا-1934) و "بانوی زیبای من "(جرج کیوکر- 1964) از جمله همین آثار بودند که بخش هایی از این فیلم ها، در قسمت ششم  مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان " به نمایش درمی آید.

اما آغاز جنگ جهانی دوم، فرصت مناسبی بود برای جامعه اشراف یهود مهاجر آمریکا تا برادری خویش را اگرچه به صورت ظاهر اثبات نمایند. پس مغولان هالیوود دست به ساخت یک سری آثار به اصطلاح مستند و غیر مستند زدند و آنگونه وانمود کردند که گویا حمله آلمان هیتلری و شروع جنگ دوم جهانی به دلیل مقابله با یهودیان و قتل و غارت آنها بوده است. در این رابطه در همان اوایل جنگ، طوماری هم توسط صاحبان استودیوهای هالیوود در اعتراض به فشارهای مختلف بر یهودیان اروپا امضاء شد. پس از آن خیل فیلم هایی که در رابطه با جنگ جهانی دوم توسط استودیوهای مختلف هالیوود ساخته شد، این شبهه را در جامعه آمریکا بوجود آورد که همین فیلم ها باعث پیروزی ارتش آمریکا در جنگ گردید، چراکه خود مردم آمریکا هزاران مایل از میادین جنگ دور بودند و تنها از راه همین آثار سینمایی ( چه داستانی و چه مستند ) بود که در جریان جنگ قرار می گرفتند.از همین رو بود که در پایان جنگ ، جک وارنر ( از صاحبان کمپانی برادران وارنر ) از جمله افرادی بود که مدل قهرمان جنگ را دریافت نمود. بخش هایی از فیلم مستند اعطای مدال افتخار به جک وارنر، در همین قسمت "هالیوود در جنگ" از مجموعه مستند "...واینک آخرالزمان" پخش خواهد شد.

پس از آن مغولان هالیوود، جامعه اشراف مهاجر یهود آمریکا را ناجی جنگ جلوه داده و در این رابطه فیلم های متعددی را برپرده سینما بردند. فیلم های حماسی که  در ژانرهای  مختلف ، یهودیان مهاجر را اسطوره های جنگ نشان می داد و مخالفت با آنها را ضدیت با ایالات متحده آمریکا محسوب می کردند. در این رابطه ، قسمتی از فیلم های " هفتم دسامبر"(جان فورد – 1943) و "قول مردانه" یا "معاهده شرافتمندانه"(الیا کازان-1947) به نمایش در می آید.همچنین به این مناسبت در مراسم اسکار هم به خود جایزه دادند که تصاویر مستندی از اهدای جایزه اسکار به لویی بی مه یر، از جمله مصادیق این موضع است که در این بخش از قسمت ششم مجموعه مستند"...و اینک آخرالزمان" نمایش داده می شود. اظهارات دکتر مجید شاه حسینی، نیل گابلر و سید هاشم میرلوحی ازدیگر فصل های این قسمت است.مجموعه مستند"...واینک آخرالزمان" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی در 30 قسمت توسط رضا جعفریان برای گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده است. منبع:http://smostaghaci.persianblog.ir/post/607

ترویج راه و رسم کابوی در دنیا / سبک زندگی غربی در سینما و رسانه

.

"تلقین سبک زندگی" عنوان قسمت هفتم مجموعه مستند "...و اینک آخرالزمان " است که در ساعات 12/45 و 19/45 روز جمعه 26 خرداد از شبکه خبر پخش می شود. در این قسمت به آداب و رسومی که طی بیش از یک قرن توسط فیلم های غربی و هالیوودی در سراسر جهان ترویج شده ، پرداخته می شود. آیین و سبکی که از فرهنگ و ایدئولوژی آمریکایی برآمد و رسوم و سنت های ملل و سرزمین های دیگر را تحت الشعاع قرار  داد. ریک آلتمن ، استاد دانشگاه پرینستن آمریکا، به خوبی رواج فرهنگ وسترنرها و کابوی ها در دنیا را مورد توجه قرار داده و فیلم و سینما را در این جهت، عامل نخست معرفی می کند. فیلم های هالیوودی به جز آداب و رسوم کابوی ها و وسترنره، تفکرات و اندیشه های مادی گرایانه غرب را نیز در میان دیگر ملت ها، بسط دادند، تفکرات و اندیشه هایی که برپایه اومانیسم (انسان محوری)، سکولاریسم (جدایی دین از زندگی) و سیستم سیاسی منتج از آن یعنی لیبرال سرمایه داری استوار بود و به تقدیس و تجلیل اسطوره ها و افسانه های صهیونی می پرداخت.

رضا علیپور، دکتر مجید شاه حسینی، سعید کریمی و مرحوم سید ابوالحسن علوی طباطبایی، کارشناسانی هستند که در این قسمت از مجموعه "...و اینک آخرالزمان" به بحث درباره ترویج سبک زندگی غربی  از طریق فیلم های هالیوودی می پردازند. برای مصداق صحبت های اساتید یاد شده و سایر موضوعاتی که در این قسمت مطرح می شود ، بخش هایی از فیلم های "تولد یک ملت "(دیوید وارک گریفیث- 1915) ، "بن هور" ( ویلیام وایلر – 1959) ، "ده فرمان "( سیسیل ب دومیل- 1956) ، "دوستان عبرانی من"( فیلم صامت کوتاه) ، "آقای اسمیت به واشنگتن می رود ( فرانک کاپرا-1939 )، "خوشه های خشم" (جان فورد-1941) ، "سیمارون" (وسلی راگلز-1930 )، "خانم مینیور"(ویلیام وایلر-1942 ) و "برباد رفته"(ویکتور فلیمینگ-1939) به نمایش درمی آید.  منبع: http://smostaghaci.persianblog.ir/post/608