سینما وصهیونیسم: مدت ها پیش در همین وبلاگ برنامه غربزده و سکولار و روشنفکرزده هفت را نقد مختصری کردیم. بی مناسبت نیست که باز هم آن نقد مختصر را بیاورم:

اجمالی از نقد برنامه سینمایی هفت

درباره نقد برنامه سینمایی هفت مطالب زیادی دارم که باید در وقت مکفی بیاورم. خلاصه اش این است: در کنار برخی خوبی هایی که این برنامه دارد و تلاش می کند سطح تکنیکی سینمای ایران را بالا بکشد، باید به نقدهایی که از این برنامه شده است نیز توجه کنند و مخاطبان خود را محترم بشمارند. مطالبی از این قبیل: غربزدگی و تکیه بیش از حد به تکنیک و کاری به محتوا نداشتن. غلبه تکنیک بر محتوا. عدم نقد جدی سینماگران غربزده و بی هویت ایرانی. عدم پی گیری آرمان های رهبری از سینما. عدم پی گیری مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره سینما. عدم استفاده از اساتید محتوایی چون استاد نادر طالب زاده و استاد سعید مستغاثی و استاد مجید شاه حسینی و  .... . متاثر بودن جدی از مافیای سینمای ایران. راه دادن بیش از حد به سکولارهای غربزده ای چون علی معلم و اصغر فرهادی و ... .  

این برنامه خود را در حد برنامه سطحی نود پائین کشیده است و برخی دعواهای ظاهری را پررنگ می کند و کاری به عمق مباحث حکمت هنر و تاریخ هنر در غرب و ایران و مطالبی چون نفوذ سرمایه داری در میان سینماگران ندارد و برخی اساطیر صهیونیستی و شخصیت های تکنیکی ولی ضد اسلامی را بالا می برد. این برنامه متاثر از فضای سکولار و اومانیستی دانشگاه های جهانی و دانشکده های هنری و سینمایی داخلی است و قدمی فراتر ننهاده است و نوع برخوردش با فیلم های جبهه حق اصلا خوب نبوده است و مبلغ فیلم های سطحی و ضعیفی و ضدانقلابی چون... شده است. این به دلیل بینش سطحی و غیر محتوایی و تکنیک زده گردانندگان برنامه است.

ادامه حیات این برنامه جز تبلیغ تکنیک سطحی و عدم توجه به محتوا و آرمان های سینمای اسلامی نیست مگر اینکه در رویکرد کلی این برنامه چرخش هایی ایجاد شود و نقد محتوایی قیلم های غرب پسندی چون اثر اصغر فرهادی بدین برنامه افزوده شود. البته از این برنامه همچین انتظاری زیاد است. همچنین نگاهی جدی به بازنویسی تاریخ سینما در ایران و جهان و پیدا کردن نقش زرسالاران مسیحی و یهودی وصهیونیست در این راستا در برنامه های چنینی مهم است که بعید است این برنامه با این دست اندرکاران چنین کند. ای کاش صدا وسیما عمله برخی تکنیک زدگان بی محتوا و روشنفکرنمایان کم تحقیق و جوزده و سکولار منش نمی شد. بنده در این نقد قصد توهین شخصی نداشتم وصفاتی که به کار برده ام با توجه به معنای کلام به کار برده ام. ای کاش گوش شنیدن نقد دلسوزانه را داشته باشیم.  خوشحال می شوم دوستان مخاطب این وبلاگ هم مطالبی که به نظرشان می رسد را بنویسند.

هر روز که می گذرد بی مهری این برنامه تلویزیون به محتوای انقلابی فیلم ها بیش از گذشته روشن می شود. تکنیک زدگی و عدم توجه به محتوای فیلم ها و عدم نقد محتوایی و افتادن در دام افرادی چون علی معلم(فیلمساز) و فریدون جیرانی و اصغر فرهادی و... و عدم دعوت از اساتید منتقدی چون محمد تقی فهیم و سعید مستغاثی و مجید شاه حسینی و شعاری بودن اتاق فکر برای این برنامه و اختیارات بیش از حد فریدون جیرانی از مشخصه های ثابت این برنامه کم محتوا و شعاری می باشد. اصلا جای تعجب ندارد که چنین برنامه ای به جشنواره مردمی-انقلابی فیلم عمار هیچ توجهی نداشته باشد و سر خود را به دعواهای سیاسی خانه سینما و عناصر غربزده گرم کند. متاسفم که زمام امور سینما در کشور ما به دست افرادی چنین است. البته نتیجه زمامداری اینان چیزی جز این سینمای بی بخار و آبگوشتی-روشنفکری نخواهد بود.

چرا جشنواره عمار در برنامه سکولار و روشنفکرزده «هفت» جایی نداشت؟
چرا جشنواره عمار در برنامه «هفت» جایی نداشت؟ آیا جشنواره عمار دارای ارزش‌های خبری متفاوت موجود نبوده است که دست‌اندرکاران برنامه «هفت» چون جشنواره‌های ویترینی به آن بپردازد؟
فارس: دومین جشنواره مردمی فیلم عمار که از آذر گذشته فراخوان خود را اعلام کرد از چهارشنبه شب گذشته با حضور 120 فیلم در دو بخش مسابقه و جانبی آغاز به کار کرده است.
جشنواره عمار شاهد ارائه بیش از 300 اثر مختلف بود که بیش از 80 درصد آثار آن جدید هستند و در دیگر جشنواره‌های کشور دیده نشده است.
حضور ده‌ها مستند برجسته، فیلم‌های کوتاه و حتی دو پویانمایی با کیفیت بالا نشان از جشنواره‌ای قابل قبول دارد، جشنواره‌ای که بر خلاف جشنواره‌های دیگر مثل جشنواره پلیس، جشنواره شهر و ... ویترین سینمای ایران نیست.
شب گذشته اما برنامه مشهور و سینمایی هفت در حالی که به اکثر جشنواره‌های ویترینی بها می‌داد و پرونده خاصی را برای آن می‌گشود تنها به نشان دادن چند عکس از افتتاحیه جشنواره عمار اکتفا کرد.
معلوم نیست برنامه سینمایی هفت که داعیه دار خبررسانی مناسب از فضای سینمایی ایران است چرا به تنها جشنواره مردمی ایران توجه نکرده است.
آیا جشنواره عمار دارای ارزش‌های خبری متفاوت موجود نبوده است؛ آیا رساندن فیلم‌های جشنواره به شهرها و حتی روستاهایی که تاکنون شاهد اکران فیلم نبوده‌اند ارزش خبری نیست؟
آیا جشنواره عمار با داشتن 80 درصد فیلم‌های اکران اول دارای ارزش تازگی نیست؟ آیا جشنواره عمار با گستردگی اکران در بیش از 50 شهر و روستا دارای ارزش دربرگیری نیست؟
حضور جوانانی که با دست خالی اقدام به ساخت فیلم‌هایی کرده‌اند که بعضا دارای کیفیت خوبی است، آیا نمی‌تواند ارزش «استثنا و شگفتی» داشته باشد؟
صراحت کلام بسیاری از کارگردانان و فیلم‌ها در جشنواره چون فیلم «دوپینگی‌ها» و یا فیلم «سه هزار میلیارد چند صفر دارد؟» و یا «مهارنشده»، «پایان مدارا»، «نگهبان آرا» و ... نمی‌تواند دارای ارزش درگیری باشد؟
حضور افرادی چون نادر طالب‌زاده، مسود ده‌نمکی، ابراهیم فیاض، ابوالقاسم طالبی، ناصر هاشم‌زاده و بسیاری از هنرمندان برجسته انقلاب ارزش «شهرت» را ندارد؟
معلوم نیست چرا دست‌اندرکاران برنامه سینمایی هفت که خود را اطلاع‌رسان می‌دانند و روزنامه‌نگاران عرصه سینمایی ایران بوده و هستند بدون پرداختن به این جشنواره برنامه شب گذشته خود را به پایان بردند.
شایدهای بسیاری درپاسخ به این سوال پیش می‌آید که قصد نداریم حدس‌های موجود را یاد کنیم و فقط دوستان در برنامه سینمایی هفت را به یاد آن می‌اندازیم که سینما از آن مردم است و نه از آن روشنفکران و این انقلاب مردم ایران بود که سینماگران امروز کشور را به جایی که هستند رساند. منبع